شنبه, 14 بهمن 1396 ساعت 12:42

آیزراک: محراب دوران رؤیابینی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

صخره ی عظیم تپه مانند در مرکز صحرای استرالیا در هاله ای از افسانه و راز غرق شده است. اهمیت آن برای بومیان آبواوریژنس در چیست؟ چرا علایمی که

فرسایش باد و باران بر آن نهاده این همه برای آنها اهمیت دارد؟ آیا کسانی که به تماشای این صخره می روند احساس تقدس می کنند؟ هنگامی که ویلیام گوس، سرپرست ارشد اداره ی مساحی، در 1873 از منطقه ی شمال استرالیا بازدید می کرد در منطقه ی آلیس اسپرینگ، به تپه های سنگی گنبد مانندی برخورد. از همه ی آنها شگفت تر صخره ی سرخ رنگی بود که او آن را به نام نخست وزیر، هنری آیرز، آیرزراک نامید. آن چه گوس نمی دانست این بود که بومیان آبوا اوریژنس این صخره ها را که رنگ طلوع و غروب خورشید را دارند اولورو می نامیدند.

توده ای از سنگ های ناهموار به ارتفاع 335 متر از سطح صحرا و با وسعتی حدود 9 کیلومتر در میانه ی صحرا، در تقاطعی واقع در مسیر آب اوریژینال قرار دارد. گوس با دیدن نقاطی که نام مار پیتون مقدس با کانجو، خزنده ی بی آزار، خرگوش والابی و بومیان فرش – ماری بسیار شگفت زده شد. برای بومیان، هر شکاف، برجستگی، حفره و تنگه معنای مخصوص خود را داشت. رشته باریک آبی که از یک سو پایین می رفت خون جنگجویان قوم مار – زهرآگین بود که در نبردی پیروز شده بودند. سوراخی در سوی دیگر چشمان دشمنی بود که در نبرد کشته شده بود، برجستگی روی سنگ، بینی یکی از اجداد بود که در خواب بود. هر یک از غارهایی که در پایین این صخره قرار دارد برای یکی از مراسم مذهبی در نظر گرفته شده بود.

مردمان صخره آیرز چه کسانی هستند؟

دوران رؤیابینی دورانی بود که زمین هنوز در حال شکل گیری بود و اقوام قدیمی که ترکیبی از قهرمانان انسان – حیوان بودند، الگو های زندگی برای فرزندان خود روی صخره ها و صحرا باقی گذاردند. آبشخور ها و برکه ها شکل گرفتند و کشف شدند. بقای بومیانی که امروز در این منطقه زندگی می کنند بستگی به دانش و دانستن محل قرار گرفتن این آبشخور ها و چشمه ها دارد. دانشی که در شکل اشعار و ترانه ها، از اجدادشان به انها منتقل شده است. اما سرزمین رویابینی چیزی است فراتر از اینها و رمز و رازش در اندیشه ی مردمان آن جای گرفته است. خارجی ها فقط نگاهی گذرا به افسانه ها و قصه های این مردم می توانند داشته باشند نه بیشتر.

اولرو سرزمینی دور افتاده است. این جا سرزمین رویا گونه ی قوم پیتجانت جات جارا در شمال و یا کونت جات جا را در جنوب بود و میان این دو قوم دو نبرد بزرگ صورت گرفت که هنوز در آهنگ ها و تشریفات آیینی مرد مانش دیده می شود. مردمان شمال با دشمن شبح دیگری هم روبرو شدند، شیطان ترسناکی به نام دینگو. این شیطان را قومی متخاصم با خواندن آواز های شیطانی خلق کردند و او را با جادو سرشار از خباثت نمودند و بعد آزادش کردند. مردمان شمال با قدرت جهش خارق العاده ی خود توانستند از پیش این شیطان بگریزند. جای پاهای آنها که فاصله زیادی از هم دارد در بعضی از غار ها دیده می شود. سرانجام طلسمی را که در دهان جانوری بزرگ قرار داشت به دست آوردند و این طلسم جان آنها را نجات داد.

اهمیت علائم ژئوفیزیکی:

ماده ی تشکیل دهنده سنگ های قهوه ای مایل به قرمز، سنگ های شنی رسوبی است که در روندی به نام پوست اندازی « ورقه ورقه » می شود. در نتیجه همیشه شکل اصلی خود را حفظ می کند. تمام علایم ژئوفیزیکی در اولرو معنایی دارد که به افسانه و آهنگ و روایتی مربوط است. در شکاف میان سنگ ها، خزنده ی کانجو را می توان دید که در جستجوی بوم رنگ گمشده ی خویش است. در جایی دیگر نقشی معروف است که مردم غیر محلی آن را جمجمه نام نهاده اند زیرا به شکل سر انسان شباهت دارد.

صخره ها محل طبیعی ذخیره ی آب هستند. در پایه ی صخره حدود 11 آبشخور و حفره وجود دارد که این ماده ی حیاتی را برای مردمی که در آن ناحیه زندگی می کنند فراهم می کند. علاوه بر آن حیوانات و گیاهان نیز از این آب بهره می برند. روی جبهه ی صخره ها، نقاشی های مقدسی هست. بعضی از این نقوش به تماشای زن ها اختصاص دارند و بعضی به مردان. هیچ کدام از افراد جنس مخالف نباید به نقوشی که از تماشای آنها منع شده اند نگاه کنند. در 1978 خانمی اروپایی که به نقشی مردانه نگاه کرده بود تهدید شد که در صورت تخطی مجدد هلاک خواهد شد.

حادثه ی دیگری که اخیراً در این منطقه اتفاق افتاده کشته شدن نوزادی است که والدین او مدعی شدند در مراسمی آیینی قربانی شده معلوم نیست که این قتل چه ارتباطی با اسطوره های بومیان داشته اما در هر صورت سر و صدای زیادی بر پا کرد. غار خرگوش در مالا جایی است که پسر بچه ها پا به دنیای بزرگ تر ها می گذارند. دیوار های این غار با علایم و نوشته هایی پر شده که جزء آیین دوران رژیا بینی بوده. روی سنگ بزرگ صافی در مدخل غار، با گل اخرا پسری را نقاشی کرده اند و در کنار آن سنگی همچون محل خواب پیران قرار دارد. غار مالا در میان بومیان به « محل نعمت و شادی » شهرت یافته است.

گردشگران چه احساسی درباره ی این صخره ها دارند؟

سفید پوستان استرالیا از راه های دور برای تماشای این صخره ها به این نقطه ی دور افتاده سفر می کنند و با دشواری های زیاد از صخره ها بالا می روند تا از آن بالا می روند تا از آن بالا مناظر زیر دست را فیلمبرداری کنند. عده بسیاری – بنا به گفته ی بازدید کنندگان – دچار احساس نیرومندی می شوند. رابین دیویدسون یکی از کسانی که قاره استرالیا را با شتر در نور دیده است در کتاب کوره راهها می نویسد: « با دیدن آن صخره ی عظیم قدرتی غیر قابل توصیف در خود احساس کردم و قلبم شروع به تپیدن کرد. هیچ گاه انتظار چنان شوری را نداشتم. » این صخره های با عظمت خود یادگاری اجداد بومیان و نماد های قدرتمند برای آنها هستند.

خواندن 466 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « هزارتوها و مارپیچها، نماد روح

ساز سفر پاسارگاد

وب سایت اطلاع رسانی گردشگری فکر سفر

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به مجموعه ساز سفر پاسارگاد می باشد.